|
سلام؛ اسمم امير هادي انواري.
|
در فاصله اي ميان دوزخ و بهشت
ميان گناه و لذت
ميان عشق و هوس
ميان دوست داشتن و كنجكاوي
اين منم
فاحشه اي سرخ ، عادتگونه عاشقانه
دمل چركين دل قديسان منم
من دليلي بيدار و آشنا
پر گوياي رمز و راز فريبهاي تلخ قوانين
اين منم
شايد ابليس ، شايد آشناي ديرينهي حقايق !
وسوسهي فرصت خوار ابتذال رفتارها
با اين همه
خواستني
اين منم !
كسي كه باطن ها را ميشناسد !
من زهر جام عريان بودن قباحتم
فاحشه ، فحش ...
بدكاره اي ، بدكاره بودن را از حد گذرانده !
معصيت ، شراب سكرآور لحظه هاي من است و ابليس آشناي من !
:::